برگریزان خاطره

“تنهـــــایی”
نام دیگر پاییــــــــــز است
هر چه عمیق تـــــــــر
برگریزان خاطره هــــــایت بیشتـــــــــــر …!
بیشتـــــــــــر …!
بیشتـــــــــــر …!

“تنهـــــایی”
نام دیگر پاییــــــــــز است
هر چه عمیق تـــــــــر
برگریزان خاطره هــــــایت بیشتـــــــــــر …!
بیشتـــــــــــر …!
بیشتـــــــــــر …!

ﺩﻟﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴﺖ ؟!
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺐ ﻫﺎ ،
ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺧﯿﺲ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺯﺩﺩ
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺒﻮﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ،
ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﭘﯽ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﺮﺩﺍﻧﺪ
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﺒﺮﯾﺴﺖ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻟﺒﺎﻧﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﺗﺎ ﮔﻼﯾﻪ ﺍﯼ ﻧﮑﻨﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ...
دیروز را ورق می زنم و خاطرات گذشته را مرور می کنم
در روزهای بی تو بودن صدای خش خش برگها را
از لابلای صفحات پاییزی می شنوم و التماس شاخه ها را
که در حسرت دستهای سبز تو مانده اند.
کم کم به این باور می رسم که سرنوشت ، نثر ساده ایست
از حسرت و اشک که حرفی برای گفتن ندارد
به صفحات بهاری با تو بودن می رسم
بنفشه هایی که از بالای واژه ها سر می زنند
و چشمان تو را بهانه کرده اند ...

ذهنم آشفته
خواب هایم پریشان
خنده هایم فتوشاپی
درد و دل هایم با دیوار وبلاگ
میزان همدردی ها هم با لایک و کامنت
و تکرار پشت تکرار

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی
گاهی دلتنگی هایی داری
که فقط باید فریادشان بزنی
اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری
انگیزه ای برای فردا نداری
و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد
زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری
و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای
که می شناسی بنشینی
و"فقط" نگاه کنی
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود
گاهی دلگیری
شاید از خودت
شاید

خودت را برای دیگران
آرام ورق بزن
چون
اگر تمام بشی
می روند سراغ دیگری

سرد خواهد شد روزهایت بی آغوشِ من ...

حـقـیـقـت دارد !
کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی
تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه
بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت !
آنـکه بــیشتـر دوستـت دارد ، زودتــــر !!!

دلم یک دنیا تنهایی می خواهد
با یک عالمه تو
وتمام گوشه کنارهای آغوشت...

عادت ندارم درد دلم را ،
به همه کس بگویم ..! ! !
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم.. ،
تا همه فکر کنند . . .
نه دردی دارم و نه قلبی . ..

بعضي زخــــم ها هســــــت
كه هـــــــــر روز بــــايـــد روشونو باز كنــــي
و نــمـــــك بپــــــــاشـــــــي ...
تــــــــا يــــادت نـــــــــــره كه ســــــــــراغ بعضـــــــي آدمــــــــا
نبــــــــــايــــد رفــــت ، نــــــبـايـــد! ! !

ســُــرخ می شوی ، وقتی می شنوی دوستت دارم !
زرد می شوم ، وقتی می شنوم " دوســــتش ...داری " !!
چهار شنبه سوری راه انداخته ایم
ســـرخی ِ تو از من ، زردیِ من از تــــو !
همیشه من می سوزم .....
و همیشه تو می پــــری...

میگن سیگار به آدم آرامش میده !
کاش یکی پیــــدا میشد بتونه
قد یه نخ سیگار باشه ...

می گــویند: دنیــــا بی وفــاســت؛
امـــا..... قدرش را بدانید!
مـن دنیــــای بـی وفــاتری هــــــــم داشتـــــه ام !!

بعـــضی دروغ ها آنقـــدر قشنگند
کــه دلت میخواهد بـــاورشان کنی.. !
"تـــو"...
قشنــگ ترین دروغ زنـــدگی من بودی...
هنـــوز باورت دارم

کسی که احساسات ِ تو رو بازی می گیره و تنهات میذاره
چند قدم اونورتر
زیر ِ پایِ کسی دیگه داره لِه می شه ، شک نکن
ایـــــــــــــن قانــــــــــــــــــونِ طبیعـــتـــــــــــــــه ......!

چقدر سخته
وقتی توی هق هق گریه هات نفس کم بیاری و
به یکی دیگه بگه: نـــــــــــــفس ...



نقابم کو؟؟!
اينجا همه نقابی بر چهره دارند...
می خواهم همرنگ جماعت شوم...
اينجا صداقت تاوان دارد...
اينجا بوی يکرنگی نمیدهد..

کاش غم و غصه هم قیمتی داشت،
مجانی است لعنتی،
همه می خورند ...


هـوایِ تـ ـو از دودِ سـیـگـار هـم مـضـر تـر اسـت
دودِ سـیـگـار بـه سـرفـه َم مـی انـدازد
هـوایِ تـ ـو بـه گـریـه ...

از
عشق
دلزده ام
مثل کودک
از کتاب ریاضی
درشب امتحان

كاش روزهــــــــــــاي دلتنگی ِ مـــــــــــن.....
مثل ِ \"دوست داشتن هاي\" تو كوتاه می شد .
كاش............

این روزها غــــــــــم برای خوردن زیاد دارم
تـــــــــو دیگر بـــــــرایم لقمه نگیر....

کاش می توانستم
دست اتفاق را بگیرم
که نیفتد...!!

خدا هم که باشی ؛
بازهم یک عده ازتو ناراضـــــــــــــــی هستند
خودت باش

از وقتي رفتهاي جاي تو در آرزوهايم
يك آدمك كاغذي گذاشتهام.
آدمك كاغذي احساس ندارد.
چشم ندارد
گوش هم ندارد.
طفلكي حتي دهان هم ندارد.
آدمك كاغذي اما هرگز دروغ نميگويد

شده ام معادله ی چند مجهولی!
این روزها،
هیچ کس از هیچ راهی ...
مرا نمی فهمد!!!!!